تبليغاتX
شاید وقتی دیگر
شعر و متن
                                          ((  خدایا با من حرف بزن  ))

کودک نجوا کرد : خدایا با من حرف بزن . مرغ دریایی آواز خواند ولی کودک نشنید .

سپس کودک فریاد زد : خدایا با من حرف بزن . رعد در آسمان پیچید اما کودک گوش نداد .

کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خدایا بگذار ببینمت . ستاره ای درخشید ولی کودک

توجهی نکرد .

کودک فریاد زد : خدایا به من معجزه ای نشان بده . یک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید .

کودک با ناامیدی گریست و گفت : خدایا با من در ارتباط باش ٬ بگذار بدانم که اینجایی .

بنابر این خدا پایین آمد و کودک را لمس کرد ٬ ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت . 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 15:10  توسط پاییز | 

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم

 اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم

اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردم

اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم

 ولی افسوس که نه بارانم نه اشک و نه گل و نه عشق ..........اما هر چه هستم 

   چه باور کنی  یا باور نکنی همیشه دوستت دارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:45  توسط مدیر وبلاگ ( الهام ) | 
سخن اشفته می گویم

واز درد غمش مستانه می گویم

حواسم نیست ،هوشم نیست

نمی دوانم چه میگویم

خدا ، از گریه های هرشبش پیش تو می گویم

چه زیبا بود هنگامی که با او درد و دل

وبا چشمان او آهسته می خندید

و از گرمی دستانش برایش قصه ها می گفت ...

خدایا شادیش غم شد

دعایش مرگ ، امیدش مرد ، عشقش مرد

 خدایا عشق او گم شد ...

نه هرگز کی توانم کرد باور ؟

امیدش مرد ، عشقش مرد

نه هرگز با تو خواهم گفت :

که نامردانی از جنس هوس دزدیده عشقش را

کرده پرپر غنچه احساس دختر را

نمی دانم که دنیا با غم دختر چه خواهد شد ؟

ز  آه دخترک سنگ بیابان گریه خواهد کرد

نمی دانم که قلب سنگ این مردم چه خواهد شد ؟

سخن آشفته می گویم

حواسم نیست ، هوشم نیست

نمی دانم چه خواهد شد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:0  توسط پاییز | 
گاه گاهي،از دل پائيزي من ياد کن

آذر سرد مرا با خنده اي خرداد کن

کوچه ي احساسم از گام  شما گرما گرفت

اين دل پاخورده را، از سنگفرش آزاد کن

 گوش من پشت نگاه هر لبي دنبال توست

اين سکوت لعنتي را زير لب فرياد کن

 آينه در آينه تکرار آهنگ سکوت

سنگدل سنگ دلت را خرج بادا باد کن

  حرف شيرينت دل هر کوه را خالي کند

کوهکن، رحمي به حال تيشه ي فرهاد کن

 همنشين شب نشيني هاي کاغذ با قلم

جايتان خاليست اينجا دفترم را شاد کن

 با فراموشي نمي جنگم ولي تکرار شد

گاه گاهي از دل پائيزي من ياد کن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:6  توسط پاییز | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:41  توسط مدیر وبلاگ ( الهام ) | 

 دلم کسي را مي خواهد که دوستم داشته باشد ... شانه

هايش را براي گريستن وسينه اش را براي نهادن سرم و

چشمانش را براي خالي نمودن غم هايم مي خواهم . دلم

کسي را مي خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد . با

تمام خوبي ها و بدي هايم . با تمام مهرباني ها و نا مهرباني

هايم . دلم کسي را مي خواهد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 2:30  توسط مدیر وبلاگ ( الهام ) | 
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني   

 دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني  

  دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني 

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

همه رو گفتم تا بدوني دوست دارم خوب می دونی

                 (( تولدت مبارک ))

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:4  توسط پاییز | 
آرزويم اين است كه بيرون  نرود اشك ز چشمت هرگز

 مگر از شوق زياد

و

نشيند لبخند به سراپاي وجودت  هر وقت

دوست دارم كه به پهناي شب و  روز تو عاشق باشي

عاشق آنكه تو را مي خواهد

 وبه لبخند تو از خويش رها مي گردد

و تو را دوست بدارد به همان  اندازه كه دلت مي خواهد

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 1:36  توسط مدیر وبلاگ ( الهام ) | 
اين شعر را براي تو مي گويم
اي زادگاه زايش عشق من
اين شعر را براي تو مي گويم
با حس عاشقانة دل بستن
اين شعر را براي تو مي گويم
هر چند واژه ها همه تكراري ست
اين شعر را براي تو مي گويم
با هر چه عشق در بدنم جاري ست
من شعر ها سروده ام اما اين . . .
يك حس بي نهايت و ناياب است
تو شعر ها شنيده اي اما اين . . .
شعري براي تو ، غزلي ناب است
از خواب هاي دوزخيم ، امشب
تنها به قدر اين غزل آزادم
همچون زمان ديدن يك رؤيا
چون روزهاي ديدن تو ، شادم
گفتم : سكوت مي كنم از اين پس
با شعر انتظار ، كه باراني ست
خواندم ز چشم هاي اهوراييت . . .
راهي كه مي روم ره ويراني ست
اين شعر را براي تو مي گويم
تا بشكنم سكوت نگاهت را
اي آفتاب گرم زمستانم
بر من ببخش عطر پناهت را
اين شعر را براي تو مي گويم
در اولين بهار تو را ديدن
اين شعر را براي تو مي گويم
اي آشنای غربت عشق من . . .

((  فقط ابجی پاییز ))
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:18  توسط پاییز | 

دونه  دونه چيند ورفتش گلهاي قشنگ عشق را   ٬ باغچه محبت وعشق خالي مونده از صفاش

نمي دونه كه قشنگي به با هم بودن هميشه    ٬ زندگي و رسم رفتن قصه عشق را نوشته ،

رسم بودن يا نبودن اما با عشق هميشه بودن ، كاشتم در دل بزم عشقش تا برويد با محبت

خنده را كردم  بهونه تا بمونه با من هميشه  ،   نمي دونستم كه نگاهش نگاهم را نمي خونه

يكه و غريب وتنها مونده ام تو اين زمونه   ،     مي خوام كه با من بخوني قصه عشق را دوباره

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:3  توسط پاییز | 
سرنوشت، ننوشت ... گر نوشت، بد نوشت .....

اما باور کن : سرنوشت را نميتوان ازسر نوشت

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:23  توسط مدیر وبلاگ ( الهام ) | 
چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه

نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست

و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

گفته بودم که بيايي غم دل با تو بگويم.چه بگويم که غم دل برود چون تو بيايي.

دوست دارم من تو را بینهایت ٬ این را هم خودت می دونی ای ستاره من

و ای ابجی مهربانم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 14:34  توسط پاییز | 
روزگار بر خلاف آرزوهايم گذشت

يادم باشد با هيچكس از احساسم حرف نزنم،

يادم باشد من تنهايم،

يادم باشد كه آدمها به عشق ميخندند،

يادم باشد كه به دنيا نيومدم تا به آرزوهايم برسم،

يادم باشه كه يادم نره...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:30  توسط مدیر وبلاگ ( الهام ) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
چه قدر سخته تو چشماي كسي‌ كه تمام عشقت رو ازت دزديده و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز از كينه و نفرت شوي، حس كني هنوزم دوسش داري

پیوندهای روزانه
فال حافظ
ترفند
اخرین قبض تلفن همراه
استخاره با قرآن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
نویسندگان
مدیر وبلاگ ( الهام )
پاییز
پیوندها
دچار يعني عشق
تنهايي درده يا درمون درده
چون ميگذرد غمي نيست
دنیای سبز
---------------
 

 آبی

شاید وقتی دیگر
الهام

----------